خرید بک لینک

فكر تو

فكر كردن به تو عادت من شده حتي وقتي كنارتم

حتي وقتي از فاصله نزديك نگاهت ميكنم

فكر ميكنم به تو،به اين كه چقدر خوبه عاشقتم،چقدر خوبه كه هستي

گفتم عشق اما وقتي بهت فكر ميكنم ميفهمم كه چقدر دوست دارم اونقدر كه اسمشو گذاشتم عشق،عشقي كه براي اين همه احساس من به تو كمه....فكر كردن به تو قشنگ ترين مشغوليت منه ...❤️

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 3:00

نه چشمـ هامـ گـریه می خواهــد!

دلمـ انـار دانه کرده و ..
سیـب ِ سرخ ِرســیده نمی خواهد!

دل مـن ....
خیال و رویــا ...
و حتی شــعر نمی خواهد!

از همان لحــظه ........
که خط خمیــده ی لب هات
پشت همــت احساس مرا همـ خمـ کرد ..!

دل مـن ..
دل کوچک من ..
قدر نفسی ......
کودکانه افتادنش را ..
روی کوه نور شانـه هایــت می خـواهد

برچسب: همان, نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 5:21

عاشق شدن گاهي مثل افتادن از پرت گاه مي مونه ، درست لحظه ايي كه حس ميكني عاشق شدي يه چيزي توي قلبت تكون ميخوره ، مي لرزه، با هربار ديدنش يخ ميكني ، سرخ ميشي ... عشق يهويي مياد يه جوري ميشينه ته ته قلبت كه اصلا حس نمي كني به خودت مياي ميبيني نمي توني بدون اون زندگي كني ، عكساش ، صداش ، همه چي واست جذاب ميشه ،، يه جا خوندم عشق يعني حالت خوب باشه...... من حالم خوبه شايد حس نكني اما دارمت هرچندكم ، اما حس ميكنم مال مني ، همين كه مي تونم ببينمت ، بودنت رو حس كنم برام كافيه... همين كه با اوردن اسمت يه لبخند عميق ميشينه گوشه لبم برام كافيه از كلِ عشق و عاشقي دنيا❤️ فکر چشمای تو آرامشمه ، وقتایی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 5:21

فكر كردن به تو عادت من شده حتي وقتي كنارتم

حتي وقتي از فاصله نزديك نگاهت ميكنم

فكر ميكنم به تو،به اين كه چقدر خوبه عاشقتم،چقدر خوبه كه هستي

گفتم عشق اما وقتي بهت فكر ميكنم ميفهمم كه چقدر دوست دارم اونقدر كه اسمشو گذاشتم عشق،عشقي كه براي اين همه احساس من به تو كمه....فكر كردن به تو قشنگ ترين مشغوليت منه ...❤️

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۳۱ساعت 5:6 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت: 5:21

المثنی !!

حــــواست بـہ دلتــ باشد . . .
آن را هـــر جایــــے نگــذار!
ایــن روزهــــــا دل را میــدزدند . . .
بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد
جـای صـــندوق پـستـــ آنــــرا در سطل آشـــــغال مے اندازند !
و تــو خوبــ مـیـــــدانے دلے که اَلمثنے شد!
دیــگر دِلــــ نمـیشود

+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۰۹ساعت 22:5 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

مراقب رفتارتون با بعضی آدما باشید
اونایی که وقتی ناراحتید
هر کاری میکنن که خنده بیاد رو لبتون
وقتی حرف دارید
با دقت بهتون گوش میدن تا سبک شید

وقتی عصبانی میشید
تحملتون میکنند و هیچی نمیگن
وقتی درد دارید
همدردتون میشن
اینا دقیقا کسایی هستن که وقتی میان تو زندگی ، قشنگترش میکنن
پس حواستون باشه گمشون نکنید
که دوباره میشید آدم تنهای سابق

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مب

+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۱۰ساعت 23:8 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

معبود من...!

دستهایم را به سمت آسمان تو بلند می کنم،

می خواهم بدانی


دستانم خالیست...!

می خواهم بدانی یک عاشق جز یک دل اسیر هیچ به همراه ندارد...!

پس تو مرا به جرم بی سلاح بودن،

به تیر زمانه نشانه نگیر

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

یا کودکایی که تو چرخه ی کارن

تعبیرِ این رویا درمونه دردامه
درمونه این دردا تعبیرِ رویامه

رویای من اینه دنیای بی کینه
دنیای بی کینه، رویای من اینه

من رویایی دارم، رویای رنگارنگ
رویای دنیایی سبز و بدونه جنگ

من رویایی دارم، که غیر ممکن نیست
دنیایی که پاکه از، تابلوهای ایست

دنیایی که بمب و موشک نمیسازه
موشک روی خوابه کودک نمیندازه

دنیایی که توو اون زندونا تعطیلن
آدم ها به جرمه پرسش نمی میرن ..

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

عمرتون صد شب يلدا

دلتون قدر يه دنيا
توي اين شبهاي سرما

یادتون هميشه با ما

دل خوش باشه نصيبت

غم بمونه واسه فردا

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

شریعتی_______-

وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
.______________________________________

+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۰/۲۷ساعت 4:8 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

خانه ی دوست کجاست؟در فلق بود که پرسید سواراسمان مکثی کردرهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشیدوبه انگشت نشان داد سپیداری و گفتنرسیده به درختکوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر استودر آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی استمی روی تا ته آن کوچه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27


دوباره زنده شدم
بعد از این همه مردن
به خانه آمده ام
بعد از این همه تبعید
دوباره پنجره ام
بعد از این همه دیوار
به اعتماد چشم تو
بعد از اینهمه تردید...
شبیه مرهمی که روانه است
تمام زخم های مرا بردی
مرا گرفتی از منِ تنها
به دست هیچ سپردی
نفس نکشیده ام پیش از تو
هوا اگر هوای تو باشد
غزل نمیشنوم بعد از تو
صدا اگر صدای تو باشد...
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۱۱ساعت 9:45 توسط |

برچسب: نویسنده: نیما پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 10:27

صفحه بندی